درودی دوباره
مطلع غزل های منتخب سعدی برای المپیاد مرحله ی منطقه ای بدین شرح می باشد :
1وقتی دل سودایـــــی
میرفت به بستانها بی خــــویشتنم
کردی بوی گل و ریحانها
2چنـان به موی تو
آشفتهام به بوی تو مست که نیستم خبـــر از
هر چه در دو عالم هست
3سلسله مــــــوی
دوست حلقه دام بلاست هرکه دراین حلقه
نیست فارغ ازاین ماجراست
4یارا بهشت صحبت
یاران همـــــــدمست دیـــــــدار یار
نامتناســـــــب جهنمست
5هر که دلارام دیــــــــد
از دلش آرام رفت چشــم ندارد خلاص
هر که در این دام رفت
6دیـــــدار یار
غایب دانـــــی چه ذوق دارد ابری که در بیابان
بــــر تشنهای ببـــــارد
7آن سرو که گویند به
بالای تو مانــــــــد هـــــرگز قدمـــــــی
پیش تو رفتن نتواند
8دلبــــــرا پیش
وجودت همه خوبان عدمند سروران بر در سودای
تو خاک قـــــــدمند
9با دوست باش گـــــــر همه آفاق دشمنند کاو مرهمست اگر دگــــــران نیش میزنند
10ای ساربان آهسته رو کآرام جانم مــــیرود وآن
دل که با خود داشتم با دلستانم مـیرود
11چو تو آمدی مرا بس که حدیث خویش گفتم چو
تو ایستاده باشــــی ادب آن که من بیفتم
12از در درآمدی و من از خـــــــود به درشدم گفتی کز این جهان به جهان دگــــــر شدم
13به خـــــــدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم بــــــــرو ای طبیبم از سر که دوا نمیپذیرم
14در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشــــم بدان
امید دهم جان که خاک کوی تو باشــم
15تو از هر در که بازآیــی بدین خوبی و زیبایی دری
باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی