کتاب های فارسی نهم و مهارت های نوشتاری نهم

 

با درود

همراهان ارجمندم از آنجا که برخی از همکاران هنوز کتاب فارسی نهم و کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم را تهیه نکرده اند . عزیزان می توانند از طریق لینک های زیر فایل فشرده کتاب ها را دریافت کنند .

کتاب فارسی نهم  http://www.chap.sch.ir/books/3650

کتاب مهارت های نوشتاری نهم  http://www.chap.sch.ir/books/3678

برنامه های عملیاتی کشوری

 

درود یاران هم دل

امروز پایگاه کشوری برنامه عملیاتی امسال را اعلام کرد :

1- جشنواره الگوهای برتر تدریس

2- جشنواره تولید محتوای الکترونیک و غیر الکترونیک

جزئیات بیشتر را به محض دریافت اطلاع خواهیم داد .

المپیاد علمی خواندن 1394

 

دوستان گرانمایه

از آنجا که هنوز برنامه دبیرخانه کشوری هنوز اعلام نگردیده، گروه ادبیات اداره کل همچنان سال های گذشته برای سال جاری نیز المپیاد علمی خواندن را در راس برنامه های خود دارد و امید دارد همچون گذشته شما دوستان در این خصوص با قدرت و با برنامه ریزی منسجم در منطقه ی خود اقدامات لازم را داشته باشید .

 

چقدر شباهت ؟؟؟؟

 

گرفته حال مرا باز نبود نگاهت

بپیچ نسخه ای از قرص چشم های سیاهت

تو آفتابی ومن آن گلم که از پس باران

دلش خوش است به لبخند های گاه گاهت

به طره ای دل یک شهر را به بند کشیدی

چه ها شود اگر از پشت سر رسند سپاهت

میان جسم تو با جسم من چقدر تفاوت ؟

میان روح تو با روح من چقدر شباهت ؟

پلنگ کی به تماشا بسنده می کند ؟ اما

من آن پلنگ جوانم که قانعم به نگاهت

 

علیرضا بدیع

یاران

درود یاران

سپاس از مهرتان و همراهیتان

حضورتان دلگرممان می کند و از اینکه در سال جاری دوباره حضورتان را در کنارمان حس می کنیم خرسندیم و بر خود می بالیم .

مانا باشید و برقرار

روز بزرگداشت حافظ فرخنده باد 20 مهر

 

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست

باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب

باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

مغبچه‌ای می‌گذشت راه زن دین و دل

در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت

چهره خندان شمع آفت پروانه شد

گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت

قطره باران ما گوهر یک دانه شد

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری

حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد

شهر خاموش من !!!

 

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟

شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟

 

می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان

نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟

 

کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن

شیهه ی اسب و هیاهوی سوارانت کو؟

 

زیر سرنیزه ی تاتار چه حالی داری؟

دل پولادوش شیر شکارانت کو؟

 

سوت و کور است شب و میکده ها خاموش اند

نعره و عربده ی باده گسارانت کو؟

 

چهره ها در هم و دل ها همه بیگانه ز هم

روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟

 

آسمانت همه جا سقف یکی زندان است

روشنای سحر این شب تارانت کو؟

 

" شفیعی کدکنی "

آرزو

 

به جان جوشم که جویای تو باشم

خسی بر موج دریای تو باشم

تمام آرزوهای منی کاش

یکی از آرزوهای تو باشم

 

شفیعی کدکنی

امروز 19 مهر زاد روز بزرگ فرهیخته ادبیات استاد شفیهی کدکنی

 

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم

وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم

تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت

من مست چنانم که شنفتن نتوانم

شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه

گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم

با پرتو ماه آیم و چون سایه دیوار

گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم

دور از تو من سوخته در دامن شب ها

چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم

فریاد ز بی مهریت ای گل که درین باغ

چون غنچه پاییز شکفتن نتوانم

ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم

 

      " شفیعی کدکنی "

عاشقان مستند و ما دیوانه ایم

 

عاشقان مستند و ما دیوانه ایم

عرفان شمعند و ما پروانه ایم

چون ندارم با خلایق الفتی

خلق پندارند ما دیوانه ایم

در ازل دادند چون جام الست

تا ابد ما مست آن پیمانه ایم

ظاهر سستی ما را خود مبین

در شکست نفس خود مردانه ایم

کس نگردد واقف اسرار ما

زانکه همچون گنج در ویرانه ایم

 

" مولانا "

یادت مانا نامت جاودان

روز بزرگداشت سهراب

 

به سراغ من اگر می آیید،

پشت هیچستانم .

پشت هیچستان جایی است.

 پشت هیچستان رگ های هوا ،

پر قاصد ها ییست که خبر می آرند،

از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک .

روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است

که صبح،به سر تپهی معراج شقایق رفتم

 

پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا می آید.

آدم اینجا تنهاست

                  و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت  جاریست .

به سراغ من اگر می آیید،

                نرم و آهسته بیایید

                 مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من.

عبارتی قابل تامل از شیخ بهایی

 

آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست

وانکس که مرا گفت نکو، خود نیکوست

حال متکلم از کلامش پیداست

از کوزه همان برون تراود که در اوست

 

 " شیخ بهایی "

دوباره درود

 

درود دوباره

همراهان سال نو مجالی پیش آمد تا دوباره خدمت شما فرهیختگان و ادب دوستان باشم . جا دارد اینک از زحمات دوست و همکار ارجمندم جناب دکتر حصاری که با تمام مشغله یک سال قبول زحمت کردند نیز کمال سپاس و قدردانی را داشته باشیم و امید داریم همواره موفق و شادکام باشند .

خاتمی

سال تحصیلی نو فرخنده باد

 

درود

مهرتان پر مهر دوستان

آغاز سال عشق و محبت و دوستی ، سال تحصیلی نو بر شما فرهیختگان فرخنده باد