دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما   چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون   روی سوی خانه خمار دارد پیر ما
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم   کاین چنین رفته​ست در عهد ازل تقدیر ما
عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است   عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد   زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی   آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش   رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما

 

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

تا درخت دوستی کی بر دهد

حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفت و گو آیین درویشی نبود

ورنه با تو ماجراها داشتیم

شیوه چشمت فریب جنگ داشت

ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم

منابع استانی المپیاد عامی خواندن اردیبهشت 96

 

درود دوستان گران سنگم

منابع استانی بخش خوانش حضورتان اعلام می گردد امیدوارم شاهد رقابت های خوب و نزدیک دانش آموزانمان باشیم :

کتاب درسی : کل کتاب های درسی پایه هشتم

گلستان سعدی : فقط باب سوم « در فضیلت قناعت »

سهراب سپهری فقط بخش « صدای پای آب »

شاه نامه : بخش « ضحاک »

غزلیات حافظ ، مطلع غزل های منتخب بدین شرح است :

 

1-غزل شماره 17 سینه از آتش دل در غـم جانانه بسوخت              آتشی بود در این خـانه که کاشانه بسوخت

2- غزل شماره 19 ای نسیم سحــــر آرامگه یار کجـــــاست           منـــزل آن مـــــه عاشق کش عیار کجاست

3- غزل شماره 34 رواق منظـــر چشم مــــن آشیانه توست               کــــرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

4- غزل شماره 46 گل در بر و می در کف و معشوق به کام است        سلطـان جهانم به چنین روز غلام اسـت

5- غزل شماره 52 روزگاریست که سودای بتان دین من است           غم این کار نشاط دل غمگین مــــــــن است

6- غزل شماره 110 پیرانه ســـرم عشق جوانی به سر افتاد             وان راز که در دل بنهفتم به درافتــــــــــاد

7- غزل شماره 120بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد          بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

8- غزل شماره 126جـــن بی جمـال جانان میل جهان ندارد              هر کس که این نـــدارد حقا که آن ندارد

9- غزل شماره 141دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کــرد           چـون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

10- غزل شماره 161 کی شعر تر انگیزد خاطـر که حزین باشد          یک نکته از این معنـی گفتیم و همین باشد

11- غزل شماره 170 زاهـــد خلوت نشین دوش به میخانه شد             از سر پیمان برفت با سر پیمـــانه شد

12- غزل شماره 173در نمازم خم ابـــــروی تو با یاد آمـــد               حالتــی رفت که محراب به فریاد آمد

13- غزل شماره 182حسب حــالی ننوشتی و شد ایامــی چند            محرمـی کو که فرستم به تو پیغامی چند

14- غزل شماره 268گلعذاری ز گلستان جهـان مـا را بس               زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس

15- غزل شماره 281یا رب این نوگل خندان که سپردی بـــه منش       می‌سپارم به تــو از چشم حسود چمنش

ای آینه عصمت زهرا! زینب

در صبر و وفا بدون همتا! زینب

تو محرم رازهای مولا بودی

چون فاطمه ای ام ابیها! زینب

 

ایام شهادت حضرت زینب  سلام الله علیها را تسلیت عرض می نماییم.

خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران
 
که تو را آفرید
 
از تو در شگفت هم نمی‌توانم بود
 
که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست:
 
مور، چه می‌داند که بر دیواره‌ی اهرام می‌گذرد
 
یا بر خشتی خام
 
...
 
پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی‌شناختم
 
که عمود بر زمین بایستد
 
پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودم
 
که پای‌افزاری وصله‌دار به پا کند،
 
و مَشکی کهنه بر دوش کشد
 
و بردگان را برادر باشد
 
 
سید علی موسوی گرمارودی (در سایه سار نخل ولایت)
 

منم بنده‌ی اهل بیت نبی / ستاینده‌ی خاک پای وصی
 
حکیم این جهان را چو دریا نهاد / برانگیخته موج ازو تندباد
 
چو هفتاد کشتی برو ساخته / همه بادبان‌ها برافراخته
 
یکی پهن کشتی بسان عروس / بیاراسته همچو چشم خروس
 
محمد بدو اندرون با علی / همان اهل بیت نبی و ولی
 
خردمند کز دور دریا بدید / کرانه نه پیدا و بن ناپدید
 
بدانست کو موج خواهد زدن / کس از غرق بیرون نخواهد شدن
 
به دل گفت اگر با نبی و وصی / شوم غرقه دارم دو یار صفی
 
همانا که باشد مرا دستگیر / خداوند تاج و لوا و سریر
 
خداوند جوی می و انگبین / همان چشمه‌ی شیر و ماء معین
 
اگر چشم داری به دیگر سرای / به نزد نبی و علی گیر جای
 

رو بوسی آبدار

دیشب باران قرار با پنجره داشت

رو بوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک چک چک چکار با پنجره داشت

مرحوم قیصر امین پور

تو را دوست دارم...

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

 

چه شبها من وآسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم : تو را دوست دارم

 

نه خطی نه خالی نه خواب و خیالی

من ای حس مبهم تو را دوست دارم

 

مرحوم دکتر قیصر امین پور

 

تبریک سال نو

درودتان دوستانم

اولین چهارشنبه کاری سال 1396 خورشیدی گوارایتان.