عشق سعدی

مشنو اي دوست که غير از تو مرا ياري هست
يا شب و روز بجز فکر توام کاري هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موييت گرفتاري هست
گر بگويم که مرا با تو سر و کاري نيست
در و ديوار گواهي بدهد کاري هست
هر که عيبم کند از عشق و ملامت گويد
تا نديدست تو را بر منش انکاري هست
صبر بر جور رقيبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاري هست
نه من خام طمع عشق تو مي ورزم و بس
که چو من سوخته در خيل تو بسياري هست
باد خاکي ز مقام تو بياورد و ببرد
آب هر طيب که در کلبه عطاري هست
من چه در پاي تو ريزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداري هست
من از اين دلق مرقع به درآيم روزي
تا همه خلق بدانند که زناري هست
همه را هست همين داغ محبت که مراست
که نه مستم من و در دور تو هشياري هست
عشق سعدي نه حديثيست که پنهان ماند
داستانيست که بر هر سر بازاري هست

کتاب به قول پرستو

لطفا برای دریافت کتاب به قول پرستو روی لینک زیر کلیک کنید

http://uplod.ir/l5p1us75pqdk/Be-qole-parasto.pdf.htm

کتاب قابوس نامه

 باب هاي مورد نظر:

باب دهم ( درترتیب طعام خوردن)

باب بيست و دوم ( در امانت نهادن) 

http://uplod.ir/61ih7aasa3d1/ghabvs_namh.pdf.htm

منتخب غزلیات سعدی

منابع المپیاد مرحله منطقه ای ( منتخب غزلیات سعدی )

منتخب غزلیات سعدی

1-اگر تو فارغی از حال دوستان یارا                               فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را

2-اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست                     مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست

3-از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است               پیغام آشنا نفس روح پرور است

4-مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست                   هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست

5-مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست            یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

6-شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد                تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

7-درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند                        جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند

8-من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود                      سر نه چیزیست که شایسته پای تو بود

9-ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر                  به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر

10-گرم قبول کنی ور برانی از بر خویش                      نگردم از تو و گر خود فدا کنم سر خویش

11-هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم                   نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

12-خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان                          کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان

13-وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من                تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

14-من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی              عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

15- هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی                 ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی

حضرت سعدی

 

دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست                گر دردمند عشق بنالد غریب نیست

دانند عاقلان که مجانین عشق را                               پروای قول ناصح و پند ادیب نیست

هر کو شراب عشق نخورده‌ست و درد درد                    آنست کز حیات جهانش نصیب نیست

در مشک و عود و عنبر و امثال طیبات                          خوشتر ز بوی دوست دگر هیچ طیب نیست

صید از کمند اگر بجهد بوالعجب بود                              ور نه چو در کمند بمیرد عجیب نیست

گر دوست واقفست که بر من چه می‌رود                      باک از جفای دشمن و جور رقیب نیست

بگریست چشم دشمن من بر حدیث من                        فضل از غریب هست و وفا در قریب نیست

از خنده گل چنان به قفا اوفتاده باز                               کو را خبر ز مشغله عندلیب نیست

سعدی ز دست دوست شکایت کجا بری                        هم صبر بر حبیب که صبر از حبیب نیست

منابع المپیاد خواندن

منابع  خوانش المپیاد خواندن ، یک هفته قبل از مرحله منطقه ای (4/12/95 ) بر روی وبلاگ گروه ادبیات اداره کل قرار داده می شود.

حمید مصدق

آرزو می کردم

که تو خواننده ی شعرم باشی

راستی شعر مرا می خوانی؟

نه ،دریغا ، هرگز

باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی

کاشکی شعر

مرا می خواندی

حمید مصدق

 

 

گاهگاهی که دلم میگیرد

پیش خود می گویم

آنکه جانم  را سوخت

یاد می آرد از این بنده هنوز...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت

سال ها هست که از دیده ی من رفتی لیک

دلم از مهر تو آکنده هنوز...

حمید مصدق

جشن سده

 دهمین روز یا آبان روز از بهمن ماه با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، این جشن آغاز می‌شود.

در اشارات تاریخی این جشن همیشه به شکل دسته جمعی و با گردهمایی همه مردمان شهر و محله و روستا در یکجا و با برپایی یک آتش بزرگ برگزار می‌شده است. مردمان در گردآوردن هیزم با یکدیگر مشارکت می‌کنند و بدین ترتیب جشن سده، جشن همکاری و همبستگی مردمان است.[۱] زرتشتیان تهران،[۲] کرج،[۳] استان یزد[۴][۵] و روستاهای اطراف میبد[۶] و اردکان، کرمان[۷] و روستاها، اهواز، شیراز،[۸] اصفهان،[۹] اروپا (سوئد)[۱۰] و آمریکا (کالیفرنیا)[۱۱] و استرالیا[۱۲] با گردآمدن در یک نقطه از شهر یا روستا در کنار هم آتشی بسیار بزرگ می‌افروزند و به نیایش خوانی و سرودخوانی و پایکوبی می‌پردازند.

این جشن در تقویم جدید زرتشتیان مصادف با مهر روز از بهمن‌ماه شده حال آنکه ابوریحان بیرونی و دیگر منابع آنرا آبان روز گزارش کرده‌اند.[۱۳]

معنای واژه سده

 

 

بعضی دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد می‌دانند. ابوریحان بیرونی می‌نویسد: «سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است و در علت و سبب این جشن گفته‌اند که هرگاه روزها و شب‌ها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد بدست می‌آید و برخی گویند علت این است که در این روز زادگان کیومرث - پدر نخستین - درست صدتن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گردانیدند و برخی برآنند که در این روز فرزندان مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده: “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در این روز به صد رسید. ”»
نظر دیگر اینکه سده معروف، صدمین روز زمستان است. از ابتدای زمستان (اول آبان ماه) تا ۱۰ بهمن که جشن سده‌است صد روز، و از ۱۰ بهمن تا نوروز و اول بهار ۵۰روز و ۵۰شب بوده‌است؛ و به علت اینکه از این روز به بعد انسان به آتش دست پیدا کرده‌است شب هم مانند روز روشن و گرم و زنده‌است شب‌ها هم شمرده می‌شوند.
یکی دیگر از دلایل گرامی‌داشت این شب این است که ایرانیان دو ماه میانی زمستان را، همان دی و بهمن را، بسیار سخت و هنگام نیرومند گشتن اهریمن می‌دانستند و برای پایان یافتن این دوماه نیایش‌های ویژه‌ای برگزار می‌کردند. از شب چله که چله بزرگ نیز نامیده می‌شد و در آن مهر برای مبارزه با اهریمن دوباره زاده شده بود تا شب دهم بهمن ماه که جشن سده و چله کوچک نامیده می‌شد برابر ۴۰ روز است؛ و به سبب اینکه آتش (مظهر گرما و نور و زندگی) در روز سده کشف شده بود و وسیله دیگری برای مبارزه با اهریمن و بنا بر آیین باعث روشنایی شب مانند روز شد از شب چله کوچک تا اول اسفند ۲۰ روز و ۲۰ شب (جمعاً چهل شب و روز) است.
یکی از نشانه‌های پیوند این دو پدیده مراسمی است که در بین عشایر سیرجان و بافت برگزار می‌شود:
شب دهم بهمن آتش بزرگی بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده که نشان چهل روز «چله بزرگ» است در میدان ده برمی‌افروزند و می‌خوانند:
سده سده دهقانی/ چهل کنده سوزانی/ هنوز گویی زمستانی
و برخی گفته‌اند که این تسمیه به مناسبت صد روز پیش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.
مهرداد بهار در کتاب «پژوهشی در فرهنگ ایران» و رضا مرادی غیاث‌آبادی در کتاب «نوروزنامه»، بر این باورند که سَدَه در زبان اوستایی به معنای برآمدن و طلوع کردن است و ارتباطی با عدد ۱۰۰ ندارد. عدد «سد» به شکل «صد» معرب شده‌است در حالیکه واژه «سده» به شکل «سذق» معرب شده‌است.
اگر نخستین روز زمستان را (روز پس از شب یلدا) تولد دیگری برای خورشید یا مهر بدانیم، می‌توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز تولد، آیین کهن و زنده ایرانی دانست. (در همه استان‌های کشور و سرزمین‌های ایرانی نشین، برگزاری مراسم جشن دهم و چهلم کودک دیده می‌شود) و این واژه “sada” (اسم مؤنث) که به معنی پیدایی و آشکار شدن است، در ایران باستان sadok و در فارسی میانه sadag بوده و واژه عربی سذق و نوسذق (معرب نوسده) از آن آمده‌است. روایت‌هایی که جشن سده را به صد روز گذشتن از زمستان و یا پنجاه شب و پنجاه روز مانده به نوروز تعبیر می‌کنند، همگی از ساخته‌های جدیدتر است و در متون قدیمی نیامده‌اند. [؟]

سده از دیدگاه اساطیری

از اسطوره‌های جشن سده تنها یکی به پیدایش آتش اشاره دارد. فردوسی می‌گوید: «هوشنگ پادشاه پیشدادی، که شیوه کشت و کار، کندن کاریز، کاشتن درخت … را به او نسبت می‌دهند، روزی در دامنه کوه ماری دید و سنگ برگرفت و به سوی مار انداخت و مار فرار کرد. اما از برخورد سنگها جرقه‌ای زد و آتش پدیدار شد.» هم در کتاب «التفهیم» و هم «آثارالباقیه» ابوریحان، از پدید آمدن آتش سخنی نیست بلکه آنرا افروختن آتش بر بامها می‌داند که به دستور فریدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده‌است که: «آفریدون همان روز که ضحاک بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رسته بودند، پسندیدند و از جهت فال نیک، آن روز را جشن کردندی و هر سال تا به امروز، آیین آن پادشاهان نیک عهد را در ایران و دور آن به جای می‌آورند

سرقت ادبی

تو آمدی

وقلب یک شاعر را ربودی

واین 

بزرگترین سرقت ادبی

  در جهان است.

نفیسه اسلامبیلچی

پاسخ نامه المپیاد نوبت عصر

 

پاسخ نامه ی المپیاد نوبت عصر

ردیف

پاسخ صحیح

1

1

2

3

3

2

4

3

5

2

6

1

7

4

8

4

9

4

10

2

11

2

12

2

13

4

14

3

15

2

16

4

17

3

18

2

19

1

20

2

21

4

22

1

23

2

24

4

25

3

کلید المپیاد نوبت صبح

پاسخ نامه ی المپیاد نوبت صبح

ردیف

پاسخ صحیح

1

3

2

3

3

1

4

2

5

2

6

1

7

2

8

3

9

3

10

4

11

3

12

4

13

3

14

1

15

3

16

1

17

2

18

1

19

4

20

3

21

3

22

4

23

3

24

2

25

1

سوال المپیاد

 

درود دوستانم

سوال های المپیاد مرحله آموزشگاهی را در تاریخ 1395/11/04 از اداره کل دریافت کنید