پیامبر ادب پارسی


روز اول اردیبهشت بزرگداشت سعدی گرامی باد.

 

این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست

تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست

دل زنده می‌شود به امید وفای یار

جان رقص می‌کند به سماع کلام دوست

تا نفخ صور بازنیاید به خویشتن

هرکه اوفتاد مست محبت ز جام دوست

من بعد از این اگر به دیاری سفر کنم

هیچ ارمغانیی نبرم جز سلام دوست

رنجور عشق به نشود جز به بوی یار

ور رفتنیست جان ندهد جز به نام دوست

وقتی امیر مملکت خویش بودمی

اکنون به اختیار و ارادت غلام دوست

گر دوست را به دیگری از من فراغتست

من دیگری ندارم قایم مقام دوست

بالای بام دوست چو نتوان نهاد پای

هم چاره آن که سر بنهی زیر بام دوست

درویش را که نام برد پیش پادشاه

هیهات از افتقار من و احتشام دوست

گر کام دوست کشتن سعدیست باک نیست

اینم حیات بس که بمیرم به کام دوست.

ادامه نوشته

راه های تقویت مهارت انشا نویسی

 

۱- افزايش حوزه واژگان دانش آموزان با استفاده از طراحي بازي هاي كلاسی .

۲- تقويت مهارت جمله سازي، از طريق نوعي بازي و مسابقه كلاسي.

۳- تقويت بند نويسي از طريق :بند نويسي براي تصاويري كه پاي تخته ترسيم مي كردم بند نويسي با استفاده از كلمات غير مرتبط و نوشتن متن هاي خنده دار.

۴- نوشتن انشا در كلاس درس.

۵- نوشتن انشا گروهي.

۶- آموزش نقد صحيح انشا .

۷-ارزیابی به گونه توصیفی بخصوص درابتدای سال تحصیلی.

۸- استفاده از موضوع هاي واگرا.

۹- تکمیل داستان های نيمه تمام.

۱۰- تلفيق درس انشا با ساير دروس .

۱۱-حس گیری(ایجاد حس نوشتن کمک به تصویر سازی ذهنی دانش آموزبا کمک پخش صدا ی :موزیک ،حیوانات، باد ،باران و......

۱۲-معلم نیز به همراه دانش آموزان انشا بنویسد.ولی در آخر کار انشا خود را بخواند تا اعتماد به نفس

دانش آموزان کاهش پیدا نکند.

۱۳-انشا شفاهی می تواند نقش زیادی در تقویت مهارت انشا نویسی داشته باشد.

۱۴-داستان سازی بدون آمادگی قبلی به طوری که هر دانش آموز بتواند به نوبت چند جمله ی داستان را ادامه بدهد.

۱۵-تشویق دانش آموزان به کتاب خوانی ،معرفی کتاب های مناسب با گروه سنی دانش آموزان.

۱۶-استفاده از عروسک های دستی واجرای نمایش های عروسکی در کلاس.

۱۷- آموزش اسطوره ها، سمبل ها ، نمادها .

۱۸-استفاده از روش بحث وگفتگو در سایر دروس (هدیه ها ،بخوانیم ،تاریخ و...)می تواند سبب تقویت مهارت انشا نویسی شود.

۱۹-برای تشویق دانش آموزان از کتاب های مناسب برای جایزه دادن استفاده کنیم.

۲۰- تصاویر مناسبی انتخاب کرده ودر مورد آن در کلاس درس بحث وگفت وگو کنیم.

عطار نیشابوری

 

۲۵  فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری

«فرید الدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری» یکی ازعارفان و شاعران بلندنام ادبیات فارسی در اواخر سده ی ششم و اوایل سده ی هفتم است.
او در سال ۵۱۳ هجری مطابق با ۱۱۱۹ میلادی در روستای «زروند» بخش کدکن تربت حیدریه در نزدیکی نیشابور (شهری تاریخی با قدمتی هزارساله در 130 کیلومتری جنوب مشهد و 65 کیلومتری شمال غربی شهرستان تربت حیدریه) دیده به جهان گشود.
نام او «محمد»، لقبش «فرید الدین» و کنیه اش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر «عطار» و گاهی نیز «فرید» تخلص کرده است. نام پدر عطار «ابراهیم» (با کنیه ی ابوبکر) و نام مادرش «رابعه» بود.

ادامه نوشته

غروب خورشید

ادامه نوشته

پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد.


پیامبری از کنار خانه ما رد شد. باران گرفت. مادرم گفت: چه بارانی می آید.
پدرم گفت: بهار است. و ما نمی دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است.


پیامبری از کنار خانه ما رد شد. لباسهای ما خاکی بود. او خاک روی لباسهایمان
را به اشارتی تکانید. لباس ما از جنس ابریشم و نور شد و ما قلبمان را از زیر
لباسمان دیدیم.

پیامبری از کنار خانه ما رد شد. آسمان حیاط ما پر ازعادت ودود
بود. پیامبر، کنارشان زد. خورشید را نشانمان داد وتکه ای ازآن را توی دستهایمان
گذاشت.

 پیامبری از کنار خانه ما رد شد و ناگهان هزار گنجشک عاشق از سر انگشتهای درخت کوچک باغچه روییدند و هزار آوازی را که در گلویشان جا مانده
بود، به ما بخشیدند. و ما به یاد آوردیم که با درخت و پرنده نسبت داریم.

 
پیامبری از کنار خانه ما رد شد. ما هزار درِ بسته داشتیم و هزار قفل بی کلید.
پیامبر کلیدی برایمان آورد. اما نام او را که بردیم، قفلها بی رخصت کلید باز شدند.


من به خدا گفتم: امروز پیامبری از کنار خانه ما رد شد. امروز انگار اینجا بهشت است.

خدا گفت:
  هر روز پیامبری از کنار خانه تان می گذرد.

زنگ انشا(نامه ای به رهبر)

 

با سلام  و عرض ادب خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت...خامنه ای که ایرانیان ایران زمین را با سعی و تلاش خود به قله ها و مراتب بالا رسانده است.اکنون که به این موضوع فکر می کنم و زبان و درک و فهم این موضوع رادارم که چگونه از شما تشکر کنم,نمی دانم و حتی نمی توانم که صفات و ویژگی های شما را  بیان کنم

ادامه نوشته

سیزده بدر


سیزده‌به‌در سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. اما برای اثبات اینکه ایرانیان قدیم هم این دیدگاه را داشتند هیچ روایت تاریخی و قابل استنادی وجود ندارد.

بعد از سیزده به در، جشن های نوروزی پایان می پذیرد.

چند نسل پیشین ایرانیان، شاید از آنجایی که درباره‌ی این روز آگاهی کمتری داشتند این روز را بدشگون می‌دانستند و بسیاری از آنان بر این باور بودند که باید برای بیرون کردن بدشگونها از خانه و کاشانه خود کنار جویبارها و سبزه ها بروند و به شادی بپردازند.



ادامه نوشته

منابع المپیاد استانی ( منتخب داستان از هوشنگ مرادی کرمانی)


در بخش داستانی کتاب "خمره" اثر هوشنگ مرادی کرمانی مد نظر می باشد .

امید است با توجه و درایت شما همکاران ارجمندم این مرحله از المپیاد نیز با کیفیت بسیار خوب به سر انجام برسد.

پایدار باشید

یا حق

منابع المپیاد استانی ( منتخب اشعار شاه نامه)


دوستان ارجمندم درود

منبع این بخش از شاه نامه منتخب داستان رستم و اسفندیار می باشد که ما حدود 300 بیت آن را برگزیده ایم که ابیات آغازین و پایانی آن بر اساس چاپ مسکو بیت 1237 تا بیت 1527 می باشد . اما به دلیل وجود نسخه های مختلف چند بیت آغازین و چند بیت پایانی را می آوریم تا پافتن آن برای شما دوستان راحت تر باشد.

1237 ببودند هـــــــر دو بران رای مند       سپهبد بــــــــــرآمد ببالا بلند

1238 از ایوان سه مجمر پر آتش ببرد       برفتند با اوسه هشیار و گرد

1239 فسونگــــر چو بر تیغ بالا رسید       ز دیبا یکی پرّ بیــــرون کشید

1240 ز مجمر یکی آتشی بر فروخت       ببالای آن پرّ لختی بسـوخت

 . . .

1525 بدو گفت رستم که با آسمان       نتابد بد اندیش و نیکی گمان

1526 من آن برگزیدم که چشم خرد      بدو بنگــــــرد نام یــــــاد آورد

1527 گــــر او بد کند پیچد ار روزگار       تــــو چشم بلا را بتندی مخار 

شاد باشید

یا حق

منابع المپیاد استانی ( منتخب اشعار سهراب سپهری)


با درود

از بخش منتخب اشعار سهراب برای این مرحله مجموعه ی "صدای پای آب" مطالعه شود .

یاس در پشت در اما با در و دیوار سوخت

ادامه نوشته

منابع المپیاد استانی ( منتخب گلستان سعدی )


درود دوستان

در بخش نثر از کتاب گلستان سعدی تمام باب سوم (در فضیلت قناعت) مطالعه شود به جز اشعار عربی

منابع المپیاد استانی ( منتخب غزلیات حافظ)


با درودی دوباره حضور دوستان همراهم

مطلع 25 غزل منتخب حافظ برای المپیاد مرحله ی استانی به شرح زیر می باشد:

غزل شماره ی 3 با مطلع :

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را        به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

غزل شماره ی 6 با مطلع :

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را          که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را

غزل شماره ی 19 با مطلع :

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست            منزل آن مه عاشق کش عیّار کجاست

غزل شماره ی 34 با مطلع :

رواق منظر چشم من آشیانه ی توست           کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست

غزل شماره ی 62 با مطلع :

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست          تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

غزل شماره ی 80 با مطلع :

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت            که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

غزل شماره ی 94 با مطلع :

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت        گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

غزل شماره ی 103 با مطلع :

روز وصل دوستداران یاد باد          یاد باد آن روزگاران یاد باد

غزل شماره ی 109 با مطلع :

دیریست که دلدار پیامی نفرستاد            ننوشت سلامی و کلامی(سلامی) نفرستاد   

غزل شماره ی 140 با مطلع :

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد        چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

غزل شماره ی 142 با مطلع :

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد      وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می کرد

غزل شماره ی 164 با مطلع :

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد          عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

غزل شماره ی 183 با مطلع :

دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند          وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

غزل شماره ی 184 با مطلع :

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند          گل آدم بسرشتندو به پیمانه زدند

غزل شماره ی 194 با مطلع :

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند            پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

غزل شماره ی 231 با مطلع :

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید             گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید

غزل شماره ی 277 با مطلع :

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش        گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

غزل شماره ی 294 با مطلع :

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع               شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

غزل شماره ی 374 با مطلع :

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم            فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم  

غزل شماره ی 387 با مطلع :

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان            که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

غزل شماره ی 393 با مطلع :

منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن         منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن

غزل شماره ی 412 با مطلع :

مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو        جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

غزل شماره ی 435 با مطلع :

با مدّعی مگویید اسرار عشق و مستی       تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی 

غزل شماره ی 440 با مطلع :

سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی        خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی 

غزل شماره ی 470 با مطلع :

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی              دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

نوروزتان خجسته


درود بهاریم

به شما سبزه های امید

دوستان بهاری من نوروزتان خجسته

امروز که فرصت زندگی بر ماست فقط امروزمان را فقط امروزمان را زندگی کنیم امیدوارم همیشه بخندین از ته ته ته دل


آب زنیــــــــــــد راه را هین که نگار می‌رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار مــــــــــــی‌رسد
راه دهید یار را آن مه ده چـــــــــــــــــــــار را
کــــــــــز رخ نوربخش او نور نثار می‌رسد
چـــاک شدست آسمان غلغله‌ای‌ست در جهان
عنبر و مشک می‌دمد سنجـــق یار می‌رسد
رونق باغ می‌رســــــد چشم و چراغ می‌رسد
غم به کناره می‌رود مه به کنــــار می‌رسد
تیر روانه می‌رود سوی نشــــــــــانه می‌رود
ما چه نشسته‌ایم پس شه ز شکار مـــی‌رسد
باغ سلام می‌کنــــــــــــــــــد سرو قیام می‌کند
سبزه پیاده می‌رود غنچه ســــــوار می‌رسد
خلوتیان آسمان تا چه شراب مـــــــــی‌خورند
روح خراب و مست شد عقل خمار می‌رسد
چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما
زان که زگفت و گوی ما گرد و غبار مـی‌رسد