منم بنده‌ی اهل بیت نبی / ستاینده‌ی خاک پای وصی
 
حکیم این جهان را چو دریا نهاد / برانگیخته موج ازو تندباد
 
چو هفتاد کشتی برو ساخته / همه بادبان‌ها برافراخته
 
یکی پهن کشتی بسان عروس / بیاراسته همچو چشم خروس
 
محمد بدو اندرون با علی / همان اهل بیت نبی و ولی
 
خردمند کز دور دریا بدید / کرانه نه پیدا و بن ناپدید
 
بدانست کو موج خواهد زدن / کس از غرق بیرون نخواهد شدن
 
به دل گفت اگر با نبی و وصی / شوم غرقه دارم دو یار صفی
 
همانا که باشد مرا دستگیر / خداوند تاج و لوا و سریر
 
خداوند جوی می و انگبین / همان چشمه‌ی شیر و ماء معین
 
اگر چشم داری به دیگر سرای / به نزد نبی و علی گیر جای