به نام یکتای بی همتا

نان را از من بگیر ،اگر می خواهی،

هوا را از من بگیر ،اما

خنده ات را نه.

گل سرخ را از من مگیر

سوسنی را که می کاری

آبی را که به ناگاه

در شادی تو سر ریز می کند

موجی ناگهانی از نقره را که در تو می زاید

از پس نبردی سخت باز می گردم با چشمانی خسته

که دنیا را دیده است

اما خنده ات که رها می شود و پرواز کنان در آسمان مرا می جوید تمامی درها ی زندگی را به رویم می گشاید (پابلو نرودا)