شيــــرين

شاهزاده ارمني و برادر زاده و جانشين مهين بانو فرمانرواي ارمنستان و زني خردمند که همسر وفادار خسروپرويز بود.
در آن زمان ارمنستان يكي از شهرهاي كوچك ايران و شاه ارمنستان زير نظر شاهنشاه ايران بود. خسروپرويز و شيرين حماسه اي از خود ساختند كه هميشه در تاريخ ماندگار ماند. شيرين از خسرو چهار فرزند به نام هاي نستور، شهريار، فرود و مردانشه بدنيا آورد كه هر چهار فرزند وي در زندان كشته شدند.

داستان عشق او و خسرو پرويز و دلدادگي او و فرهاد در ادبيات ايران مشهور است. پس از اين كه خسرو پرويز بدست دست افسري جوان به نام مهرهرمز (که پدرش مرزبان نيم روز «بابل و عراق» بوده و دو سال پيش از اين واقعه، به دست خسروپرويز مجازات شده بود) کشته مي شود،جسد را  به پسرش شيرويه نداد و به او گفت كه من به عنوان ملكه ايران بايد بهترين مراسم سوگواري را براي پدرت خسرو پرويز بجا آورم در حالي كه زيباترين لباس و آرايش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشيع جنازه خسرو پرويز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست كه او را براي آخرين وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجري در كنار جسد همسرش، خود را كشت.

دغدويـــه

دغدويه يا دوغدو مادر زرتشت است که اصالتا از شهر ري بوده است.
وي در آنجا با کوي ها و کرپن ها که مردم را گمراه مي کردند و از آنها مرتب فديه و قرباني مي خواستند و دين را وسيله اي براي رسيدن به اميال و خواستهاي نارواي خود کرده بودند به مبارزه پرداخت.
پدر و مادرش چون جان او را در خطر ديدند او را با نزد يکي از نزديکان خود به آذربايجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره اين پيوند همايون، زرتشت پيامبر بزرگ ايرانيان است.


کاساندان - کاساندانه

کاساندان تنها همسر کوروش بزرگ، شهبانوي ايران (ملکه جهان) دختر فرناسپه از شاهدختان و دختر فرناسپه هخامنشي از دودماني بود که از نجباي پارس محسوب مي شدند و پدر واجدادش در چند نسل شاه پارسيان بودند.

کاساندان ملکه ۲۸ کشور آسيائي بوده و همواره در کنار همسرش کوروش بزرگ پادشاهي

ميکرده و پس از او نخستين فرد قدرتمند و سياستمدار دربار هخامنشيان بشمار مي آمده است.

 او ۵ فرزند با نام هاي کمبوجيه، برديا، آتوسا، رکسانه و ارتيستونه داشت. هر يك از فرزندان

کاساندان و كوروش بزرگ به نحوي در تاريخ هخامنشيان داراي نقش تعيين كننده بوده اند و از

نشانه ها چنين بر مي آيد كه آنها از تربيتي خاص برخوردار بودند.

به نقل از هرودوت: کاساندان در ۶ نوامبر ۵۳۹ پيش از ميلاد فوت کرد و هنگام مرگ وي در بابل ۶

روز همه به سوگواري همگاني فرا خوانده شدند.کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او

کورش در اندوهي فراوان ماند و براي هميشه و به احترام همسرش تنهايي را برگزيد.

مقبره شهبانو کاساندانه در پاسارگاد، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ مي باشد.


 

آتوســا

آتوسا در لغت به معناي خوش اندام است. همچنين به معناي قدرت و توانمندي نيز مي باشد .
آتوسـا شهبانوهاي ايران يكي از برجسته ترين زنان در تاريخ ايران قديم است. وي دختر کورش کبير و کاساندان، خواهر کمبوجيه، و همسر دو پادشاه هخامنشي، کمبوجيه و داريوش يکم، و مادر خشايار شاه بود.
آتوسـا بانويي زيبا بود وهم شاعر و هم اديب بود و به نوجوانان پارسي درس ادبيات پارسي مي داد. به خاطر خرد و انديشه نيکويش داريوش با ايشان در مسائل مملکتي و سرنوشت ساز مشورت مي کرد و نيز به ايشان اعتماد کامل داشت.
اگر داريوش به منطقه اي لشگر مي کشيد شوراي سلطنت براي اداره امور کشور تشکيل مي شد و رئيس و مافوق همه در راس شوراي سلطنت شهربانو آتوسا بود.
هرودوت در مورد زندگي سياسي وي مي گويد: آتوسا از قدرت فوق العاده اي برخوردار بود و علاقمند بود که در ميدان کارزار نيز شوهرش را همراهي کند. وي همواره ياور فکري داريوش بزرگ بوده و چندين نبرد بزرگ را شخصا فرماندهي کرده و يا با نقشه هاي جنگي او انجام گرفته است.
از زمان مرگ او هيچ اطلاعي در دست نيست. تنها مي دانيم تا زماني که خشايار از جنگ يونان بر مي گردد زنده بوده است. احتمالا آرامگاه او در کنار آرامگاه داريوش کبير در نقش رستم مي باشد.

گفته مي شود که «هما» در اساطير ايران، بر مبناي يادمان هايي از «آتوسا شهبانوي پارسي» و رويدادهاي دوران داريوش و خشايارشاه، همسر و پسرش شکل گرفته باشد.
«هما» در افسانه هاي مردمي مرغ فرخنده ايست كه گاه از آن با نام «مرغ سعادت» نيز ياد مي شود و در اين باورها همان مرغي است كه اگر سايه او بر كسي افتد او را سعادتمند و اگر بر تارك كسي نشيند او را به شهرياري رساند و شايد واژه «همايون و همايوني» با اين نام پيوند دارد.


يوتاب

يوتاب در لغت به معني درخشنده و بيمانند است.
از يوتاب به عنوان يکي از سردارن زن ايراني نام برده اند.
.يوتاب خواهر آريوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهي داريوش سوم بوده است وي در نبرد با اسکندر گجستک همراه آريو برزن فرماندهي بخشي از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههاي بختياري راه را بر اسکندر بست ولي يک ايراني خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسير ديگري به ايران هجوم آورد.
از يوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربايجان ) در سالهاي 20 قبل از ميلاد تا 20 پس از ميلاد نيز ياد شده است.
آريو برزن و يوتاب در راه وطن کشته شدند و نامي جاويدان از خود بر جاي گذاشتند.


آرتميـــــس

نخستين و تنها بانوي درياسالار جهان

آرتميـس يا آرتميـز در لغت به معني راست گفتار بزرگ است.
تاريخ نويسان يونان او را در زيبايي و برجستگي و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار ناميده اند.
آرتميس نخستين بانويي بود که در حدود
۲۴۸۰ سال پيش فرمان درياسالاري خود را از سوي خشايارشا هخامنشي دريافت کرد.
در سال
۴۸۴ پيش از ميلاد فرمان بسيج دريايي براي شرکت در جنگ با يونانيان توسط خشايارشا

هخامنشي صادر شد. آرتميس فرماندار سرزمين کاربه با پنج فروند کشتي جنگي که خود

فرماندهي آنها را در دست داشت به نيروي دريايي ايران پيوست. در اين نبرد ايران موفق به

تصرف آتن شد. در اين نبرد نيروي زميني ايران از ۸۰۰ هزار پياده و ۸۰ هزار سواره تشکيل شده

بود. نيروي دريايي ايران داراي ۱۲۰۰ کشتي جنگي و ۳۰۰ کشتي ترابري بود.

آرتميس در سال ۴۸۰ پيش از ميلاد در جنگ سالاميس که بين نيروي دريايي ايران و يونان در

گرفت شرکت داشت و دلاوريهاي بسياري از خود نشان داد.. او هميشه مورد ستايش دوست و

حتي دشمن قرار داشت. اودر نبرد سالاميس در دشوارترين شرايط جنگ با دليري و بي باکي کم

مانندي توانست بخشي ازنيروي دريايي ايران را از خطر نابودي نجات دهد. به همين دليل بود که

او به افتخار دريافت فرمان دريا سالاري از سوي خشايارشا رسيد. او به خشايار شاه پيشنهاد

ازدواج داد که به دلايلي اين ازدواج صورت نگرفت.



گردآفـــريد

گردآفريد يا گُردآفرين يكي از پهلوانان سرزمين ايران که تاريخ از او به عنوان دختر كژدهم ياد ميــ كند. در داستان رستم و سهراب گردآفريد با لباسي مردانه با سهراب رزم کرد و به دست او گرفتار شد ولي توانست خود را با تدبير از دست سهراب برهاند. فردوسي بزرگ از او به عـــنوان زني جنگو و دلاور سرزمين پاكان ياد مي كند.

در شاهنامهٔ فردوسي نيز چنين آمدهاست:
زني بود بر سان گرد سوار
    هميشه به جنگ اندرون نامدار



سيندخــت - رودابــه - تهمينــه

سيندخت
همسر خردمند مهرآب کابلي و مادر رودابه و مادربزرگ رستم که در همسري زال و رودابه و جلب موافقت مهرآب پدر رودابه به اين وصلت نقش مهمي داشت و نيز در موقع تولد رستم  ، سيندخت يار و مددکار دخترش رودابه بود.
کوتاه سخن اينکه سيندخت يکي از خردمندترين چهره هاي شاهنامه است.


رودابه
دختر مهرآب کابلي و همسر زال و مادر رستم که به روايت شاهنامه دلباختگي زال به او يکي از زيباترين صحنه هاي شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولين سزارين را انجام داد.
بنابراين، چنين زايمان ها را بايد "رستمي" گفت نه سزارين. زيرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنيا آمده است.


تهمينه
دختر زيباروي پادشاه سمنگان که شبي همسر رستم بود. ثمره آن تولد سهراب است که داستان زندگي و مرگ دردناکش به دست پدر در شاهنامه فردوسي به تفصيل آمده است.
تهمينه براي آنکه تمام وقت خود را صرف پرورش سهراب کند، با وجود جواني و زيبايي ازدواج نکرد.

بانوگُشنــسب و زربانوي دليــــر

 
بانو گشسب (مخفف گشنسپ به معني «بانوي دارنده اسب نر» است) که در جنگاوري هيچ کس ياراي مقاومت با او را نداشت.
بانو گُشنــسب دختر رستم و همسر «گيو» که نام وي در برزو نامه و بهمن نامه بسيار آمده است. يکي از مشهور ترين حکايت هاي او نبرد سگانه فرامرز، رستم و بانو گشنسب است که در هنگام کشتي پهلوانان را به خاک مي افکند، دليري اين بانوي ايراني مشهور است. او منظومه اي نيز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه اي از آن در کتابخانه ملي پارسي و در کتابخانه ملي بريتانيا موجود است.

شهين سراج، پژوهشگر ادب و تاريخ:
اگر بخواهيم ارزش پهلواني دختر رستم را باز بکنيم ارزش حماسي و نقش حماسي اين دختر از جايي شروع مي شود که بهمن اسفنديار به کينه توزي خون اسفنديار به سيستان حمله ميکند و زال را در قفس مي اندازد و با فرامرز، پسر رستم جنگ مي کند و عاقبت او را بر دار مي زند.
تنها کسي که در خاندان رستم در برابر بهمن حقيقتاً يک مقامت نظامي نشان مي دهد و از آن باورهاي رستم دفاع مي کند به نظر من بانو گشنسب است.

او است که اين نبرد را ادامه ميدهد و مانند پدرش که هميشه حامي پادشاهان ايران بوده ولي هيچوقت سر فرود نياورد.

زربانو سردار جنگجوي ايراني و دختر رستم و خواهر بانو گشنسب. او در سوارکاري زبده بوده است و در نبردها دلاوريهاي بسيار از خود نشان داده است. تاريخ نام او را جنگجويي که آزاد کننده زال، آذربرزين و تخوار از زندان بوده است ثبت کرد.


آذرناهيــــد

ملكه ملكه هاي امپراتوري ايران در زمان شاهنـــــــشاهي شاپور يكم بنيانگذار ساسله ساساني. نام اين ملكه بزرگ و اقتدارات دولتي او در قلمرو ايــــران در كتيبه هاي كعبه زرتشت در استان فارس بارهاآامده است و او را ستايـش كرده است.



هلاله - هماي چهر آزاد

پادشاه زن ايراني كه به گفته كتاب ديني و تاريخي    
در زمان كيانيان بر اريكه شاهنشاهي ايران نشست . از او به عنوان هفتـــمين پادشاه كياني ياد شده است كه نامش را "هماي چهر آزاد" و "هماي وهمون" نيز گفته اند.
او مادر داراب بود و پس از "وهومن سپندداتان" بر تخت شاهنشاهي ايران نشست. وي با زيبايي تمام سي سال پادشاه ايران بود.
نوشتارها زيادي درباره رفتار و کردار او يادشده که او در مدت سي سال پادشاهيش هرگز خطائي نکرده و مردمان در زمان او همواره در آسايش و سلامت زندگي ميکرده اند.

آرياتــس

يكي از سرداران مبارز و دلير هخامنشيان در سالهاي پيش از ميلاد. مورخــين يوناني در چندين جا نامي از وي به ميان آاورده اند

 


پريــــن

بانوي دانشمند ايراني
او دختر کي قباد بود كه در سال 924 قبل از مــيلاد هزاران برگ از نسخه هاي اوستا را به زبان پهلوي براي آيندگان از گوشه و كنار ممالك اريايي گردآوري نمود و يكبار كامل آن را نوشت و نامش در تاريخ ايران زمين براي هميشه تبت گرديده است.


آرتادخـــت

وزير خزانه داري و امور مالي دولت ايران در زمان شاهنشاهي اردوان چهارم اشكاني.
به گفته كتاب اشكانيان اثر دياكونوف روســــي خاور شناس بزرگ او ماليات ها را سامان بخشيد و در اداره امور مالي كوچكتـــــرين خطايي مرتكب نشد و اقتصاد امپراتوري پارتيان را رونق بخشيد.
چنانچه برآمده است٬ از کارهاي بزرگ او در گردآوري دارايي کشور٬ يکي جلوگيري از هزينه هاي بيهوده به ويژه درباريان و ديگري گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.


فــرخ رو

نام او به عنوان نخستين بانوي وزير در تاريـــــخ ايران ثبت شده است.
وي از طبقه عام كشوري به مقام وزيري امپراتوري ايران رسيد.

فرانّـــک

همسر آبتين و مادر فريدون که در رهاندن و زنده ماندن فريدون از دست دژخيمان ضحاک رنجها برد و در به قدرت رسيدنش نقش اساسي داشت.

پــوراندخت و آزرميــدخت

پوراندخت شاهنشاه ايران در زمان ساساني بود و زني بود كه بر بيش از 10 كشور آسيايي پادشاهي مي كرد. او پس از اردشير شيرويه به عنوان بيست و پنجمين پادشاه ساساني بر اريكه شاهنشاهي ايران نشست و فرمانروايي نمود.
پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسرو پرويز است که زني با کفايت و خردمند بود ولي متأسفانه به علت وضع آشفته و نابسامان آن دوران و جنگهاي طولاني ايران و روم در زمان خسرو پرويز و نفوذ دين مزدک و نارضايي مردم از وضع موجود و در يکي از دشوارترين شرايط تاريخي ايران حکومت کشور را چند ماهي در اختيار داشت و پس از مرگ او حکومت به آزرم دخت رسید.

ملکه آزرمي دخت، آزرم، آزرمي، (۶۳۰م يا ۶۳۱م) (به معني دختر پير نشدني) شاهنشاه زن

ايراني و سي و دومين شاهنشاه ساساني، دختر خسروپرويز پسر هرمز پسر انوشيروان ملقبهٔ

به عادله كه پس از خواهر خويش پوراندخت لشكريان او را در تيسفون به پادشاهي برداشتند.

فرمانرواى خراسان، سپهبد فرخ هرمز که يکى از مدعيان جدى سلطنت بود، ملکه را به همسرى

خواست. در حالي که آزرمىدخت علناً وعدهى ازدواج به او داد، در نهان تدارک قتلش را ديد (بنا به

فرهنگ معين چون "آزرميدخت نميتوانست علنا مخالفت کند"). رستم، پسر فرخ هرمزد، به

خونخواهى پدرش لشکر به پايتخت کشيد و پس از سرنگوني آزرمىدخت، ملکهٔ ساساني را نابينا

کرد. آزرمي دخت چهار ماه پادشاهي کرد. از کيفيت وفات اين ملکه اطلاعي در دست نيست.


پاره اي از اشعار حکيم فردوسي در باره ي پوران دخت و آزرم دخت:

يکي دختري بود پوران بنام                      چو زن شاه شد کارها گشت خام
بزرگان برو گوهر افشاندند                   بران  تخت شاهيش  بنشاندند
چنين گفت پس دخت پوران که من               نخواهم   پراگندن     انجمن
 کسي راکه درويش باشد ز گنج               توانگر کنم تانماند  به  رنج
 مبادا ز گيتي کسي مستمند                  که از درد او بر من آيد گزند

ز کشور کنم دور بدخواه را                       بر آيين  شاهان  کنم  گاه را
يکي دخت ديگر بد آزرم نام                     زتاج بزرگان رسيده به کام
بيامد به تخت کيان برنشست                    رفت اين جهان جهان رابه دست
نخستين چنين گفت کاي بخردان                 جهان گشته و کار کرده ردان
همه کار بر داد و آيين کنيم                     پس همه خشت بالين کنيم
ز آنکس که باشد مرا دوستدار                چنانم مر او را چو پروردگار
کس کو ز پيمان من بگذرد                    بپيچيد ز آيين و راه خرد

منيــــژه

دختر افراسياب که بيژن سردار معروف ايراني دلباخته او گرديد و به بند اسارت افراسياب افتاد و به دستور افراسياب او را به چاهي که به همين نام معروف است انداختند تا سرانجام رستم که خود را به صورت بازرگاني درآورده بود توانست او را نجات بخشد.


کتايـــون

دختر قيصر روم همسر گشتاسب شاه و مادر اسفنديار و يکي از اولين کساني که کيش زرتشت را پذيرفت. موقعي که اسفنديار به دستور گشتاسب مي خواست به جنگ رستم برود کتايون به سختي با رفتن او مخالف بود و او بخردانه پند داد ولي اسفنديار نپذيرفت و در جنگ با رستم کور و سپس کشته شد و کتايون با غم و دردي جانکاه به سوگ فرزند نشست.

همـــــــــا

دختر اسفنديار و خواهر بهمن و ملکه نامداري از سلسله کيانيان.

نگان - نگان زن

که در لغت به معني کامروا و پيروزمند است. وي از سرداران ساساني بود که با تازيان دلاورانه جنگيد. دلاوريهاي شکوهمندانه او در جنگهاي چريکي با سپاه تازيان زبان زد ايرانيان بود و تازيان بهنگام حمله هاي او از مقابلش پا به فرارگذاشتند.


آپارنيک
همسر رستم فرخزاد که همچون يک شير زن، به همراه او تا آخرين قطرهُ خون با تازيان متجاوز دليرانه جنگيد.


سورا

در لغت به معني گلگون رخ٬ که دختر اردوان پنجم بود و سمت سپهبدي داشت و دست راست پدر بود و در جنگها دلاورانه همراه پدر مي جنگيد.


کُرديـــه

خواهر خردمند بهرام چوبين (در دوره ساسانيان)
بهرام چوبين كه يكي از اهالي شهر خفر جهرم و از كردان بوده و خواهر بهرام به نام " كرديه" همسر اردشير بابكان بوده است.

کُرديـــه پس از برادرش٬ فرماندهي را به دست مي گيرد و در ميدانهاي نبرد٬ آنچنان ب يباکي و شايستگي از خود نشان مي دهد که همگان را به ستايش وامي دارد. او در رده سپهسالاري سپاه برادرش در جنگ تن به تن با «تور» فرمانده نيروي خاقان چين٬ او را شکست مي دهد و سپاهش را تار و مار مي کند.

سوسن


ملکه سوسن همسر يزدگرد سوم بود که بنا بدرخواست او يزدگرد شهر «جي» را که بعده ها به نام يهوديه شهرت گرفت، بنا کرد و در آن مکان دين يهود (يهوديان) را سکنا داد. محله يهودي نشين همدان را هم همين ملکه بنا نمود. در لنجان نزديکي اصفهان، يک مرکز ديگري مودجود مي باشد که از آثار همين ملکه مي باشد که با نام جديدي به نام پيربکران نامگذاري شده است.

يربکران شهر کوچکي در مرکز ايران (سي کلومتري غرب اصفهان) مقدسترين عبادتگاه يهوديان در اين شهر است. پرفسور هرتسل باستان شناس سرشناس آلماني در يادداشتهاي خود در کتابي به نام تاريخ باستان شناسي ايران مي گويد "در منطقهي فلاورجان اصفهان اثر ديگري از ملکه سوسن همسر يزدگرد سوم يافتم که به اسم پيربکران خوانده مي شود. "سارا (سَرَح) بت آشر" (يعني سارا دختر آشر) نوه ي حضرت يعقوب است. کسي که براي نخستين بار خبر زنده بودن حضرت يوسف را به يعقوب مي دهد، و يعقوب نيز به پاس اين خبر خوش او را به داشتن عمر جاودان دعا ميکند. سارا در محلي که اکنون به سارا خاتون معروف است، غايب مي شود و عمر جاودانه پيدا ميکند.


چند تن دیگر از سرداران و جنگاوران زن در ایران باستان
نام تنی چند از سرداران و جنگاوران زن که از زمان مادها هخامنشیان٬ اشکانیان و ساسانیان به جا مانده اند ولی متاسفانه از کارهایشان هنوز آگاهی چندانی در دست نیست.


ورزا
در لغت به معنی نیرومند و توانا٬ سرداری از هخامنشیان.


هومی یاستِر
از سرداران و بزرگان سپاه هخامنشی بود.ودر لغت به معنی دوست وهم پیمان وپشتیبان است.

وهومسه
در لغت به معنی والا تبار و نیکزاده بزرگ٬ از سرداران هخامنشی.


پریساتیس

در چم فرشته و زیبا٬ همسر داریوش دوم که پا به پای همسر و دختر به جنگها میرفت و پیکار میکرد.


آمسترس
در لغت به معنی هم اندیش و پشتیبان و یار٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها می جنگید.


سی سی کام
در لغت به معنی کامروا٬ مادر داریوش سوم که هیچ گاه در برابر اسکندر تسلیم نشد و همچنان جنگ را دنبال نمود.


استاتیرا
دختر داریوش سوم و از سرداران هخامنشی نیز بود
.


آرتونیس
در زمان داریوش كبیر فرمانده ای شجاع بود نام شوهرش آرتاباز بود كه یكی از سپهبدان داریوش شاه بود.


داناک
در لغت به معنی باهوش و خردمند و فرزانه٬ از سرداران هخامنشی.


مهرمس
در لغت به معنی مهر بزرگ٬ خورشید درخشان٬ از سرداران هخامنشی.


آذرنوش

در لغت به معنی پرفروغ آتشین٬ از شاهدختهای هخامنشی و هم سردار سپاه.


آسپاسیا

همسر کورش دوم که از سرداران او نیز بود.


آرتونیس
در لغت به معنی راست و درست٬ دختر «ارته باز» که او خود نیز سردار بزرگ داریوش بزرگ بود.


آپاما

در لغت به معنی گیرا٬ خوش آب و رنگ و زیبا می باشد، دختر «سپیتمن» که خودش از سرداران زمان هخامنشیان بود.


داناک
در لغت به معنی باهوش و خردمند و فرزانه٬ از سرداران هخامنشی.


میترادخت
در لغت به معنی دختر مهر٬ دختر خورشید٬ از سرداران اشکانی.


پرین
دختر قباد مشاور امور قضایی ساسانیان بود.


نوشین
سردارنامی ساسانی در زمان انوشیراوان دادگر

منبع :اینترنت