وعده ات نزديك است...!
جاده ها خود را آماده مي كنند،
براى قدمهاى ا
ستوار تو و فرشى از زيارت «السلام عليك
يااباصالح» را برخود مي گسترند.
تو كه مي آيى، سنگها غزل مي
خوانندونگاهشان معنا مي گيرد.
تو كه مي آيى، برآسمان تاريك
دلها مي تابى و به آنها فانوسهايى از ستاره هديه مي دهى.تو سرشارى از
غزلهاى سبز،
تو كه مي آيى، طوفان با دريا آشتى مي كند و نور در رگهاى زمين
جارى شود.
آرى!تو كه مي آيى، روشنى را به شبهاى
تاريك هديه مي كنى و دلهاى شكسته را با مهربانى و لبخند پيوند مي زنى و
پشت پنجره، نشستن و زيبا ديدن را براى چشمها معنا مي كنى.
تو كه بيايى، كوير معنا ندارد. همه جا سبز است،چون متن بهار!
السلام عليك يااباصالح
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:13 توسط گروه ادبیات
|