ساعدی
غُلامحُسین ساعِدی معروف به گوهرمراد متولد شنبه ۱۳ دی ۱۳۱۴ در خیاو یکی از بزرگترین نویسندگان معاصر ایرانی است. از داستان گاو او (در مجموعه عزاداران بیل)، فیلمی به همین نام ساخته شدهاست که موفقیتی جهانی یافت. او که خود ترک آذری بود و به زبان مادری خویش نیز بسیار علاقمند بود، دربارهٔ زبان فارسی و جایگاهش در ایجاد همبستگی و نقشِ آن در وحدت ملی ایرانیان، طی مصاحبه ی رادیو یی چنین گفت: «زبان فارسی، ستونِ فقرات یک ملت عظیم است. من میخواهم بارش بیاورم. هرچه که از بین برود، این زبان باید بماند.»
زندگینامه
ساعدی در ۱۳ دی ۱۳۱۴ در خیاو متولد شد. دکتر علی اکبر ساعدی جراح برادر دکتر غلامحسین ساعدی نویسنده و شاعر شهیر و برجسته در باره برادرش و مدرسه طالقانی (منصور سابق) تبریز میگوید:
«غلامحسین ساعدی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در دبستان بدر، کوچه غیاث در خرداد ماه سال ۱۳۲۷ گواهینامه ششم ابتدایی گرفت و در مهرماه همین سال برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان منصور شد. دبیرستان منصور در زمینی بنا شده بود که قبلاً قبرستان بود، به هنگامی که منصور استاندار آذربایجان شده بود این دبیرستان سر و سامان گرفت و برای همین نام منصور را روی دبیرستان ما گذاشته بودند، دبیرستان خیلی خوبی بود، معروف بود، اتوریته داشت و خیلی هم از خانه ما دور نبود.»
او کار خود را با روزنامهنگاری آغاز کرد. در نوجوانی به طور همزمان در ۳ روزنامهٔ فریاد، صعود و جوانان آذربایجان مطلب مینوشت. اولین دستگیری و زندان او چند ماه پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد. این دستگیریها در زندگی او تا زمانی که در ایران بود، تکرار شد. وی تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روانپزشکی در تهران به پایان رساند. مطبش در خیایان دلگشا در تهران قرار داشت و او بیشتر اوقات بدون گرفتن حق ویزیت بیماران را معاینه میکرد. ساعدی با چوب بدستهای ورزیل، بهترین بابای دنیا، تک نگاری اهل هوا، پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت، پرورابندان، دیکته و زاویه و آی با کلاه! آی بی کلاه، و چندین نمایشنامه دیگری که نوشت، وارد دنیای تئاتر ایران شد و نمایشنامههای او هنوز هم از بهترین نمایشنامههایی هستند که از لحاظ ساختار و گفت و گو به فارسی نوشته شدهاند. او یکی از کسانی بود که به همراه بهرام بیضایی،رحیم خیاوی، بهمن فرسی، عباس جوانمرد، بیژن مفید، آربی اوانسیان، عباس نعلبندیان، اکبر رادی، اسماعیل خلج و... تئاتر ایران را در سالهای ۴۰-۵۰ دگرگون کرد. پس از ۱۳۵۷ ساعدی ایران را ترک کرد و در فرانسه اقامت نمود. نمایشنامه اتللو در سرزمین عجایب را در غربت نوشت.
وی در روز شنبه ۲ آذر ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپردهشد.
مجموعه داستانها
· ۱۳۳۴ - خانههای شهر ری.
· ۱۳۳۹ - شب نشینی باشکوه .
· ۱۳۴۳ - عزاداران بیل ۸ داستان پیوسته.
· ۱۳۴۵ - دندیل ۴ داستان.
· ۱۳۴۵ - گور و گهواره (۳ داستان کوتاه)
· ۱۳۴۶ - واهمههای بینام و نشان (۶ داستان کوتاه)
· ۱۳۴۷ - ترس و لرز (۶ داستان کوتاه پیوسته)
· ۱۳۷۷ - آشفته حالان بیدار بخت (۱۰ داستان کوتاه)
رمان
· ۱۳۴۴ - مقتل
· ۱۳۴۸ - توپ
· ۱۳۵۳ - تاتار خندان
· ۱۳۵۵ - غریبه در شهر
· جای پنجه در هوا (ناتمام)
نمایشنامه
· ۱۳۳۹ - کار بافکها در سنگر
· ۱۳۴۰ - کلاته گل
· ۱۳۴۲ - ده لال بازی ۱۰ نمایش نامه پانتونیم
· ۱۳۴۴ - چوب به دستهای ورزیل
· ۱۳۴۴ - بهترین بابای دنیا
· ۱۳۴۵ - پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت
· ۱۳۴۶ - آی با کلاه، آی بی کلاه
· ۱۳۴۶ - خانه روشنی ۵ نمایشنامه
· ۱۳۴۷ - دیکته و زاویه ۲ نمایشنامه
· ۱۳۴۸ - پرواز بندان
· ۱۳۴۹ - وای بر مغلوب
· ۱۳۴۹ - ما نمیشنویم ۳ نمایشنامه
· ۱۳۴۹ - جانشین
· ۱۳۵۰ - چشم در برابر چشم
· ۱۳۵۲ - مار در معبد
· ۱۳۵۲ - قوردلار
· ۱۳۵۴ - عاقبت قلم فرسایی ۲ نمایشنامه
· ۱۳۵۴ - هنگامه آرایان
· ۱۳۵۵ - ضحاک
· ۱۳۵۷ - ماه عسل
فیلمنامه
· ۱۳۴۸ - فصل گستاخی
· ۱۳۵۰ - گاو
· ۱۳۵۷ - عافیتگاه
· ۱۳۶۱ - مولوس کورپوس
تکنگاریها
· ۱۳۴۲ - ایلخچی
· ۱۳۴۳ - خیاو یا مشکین شهر
· ۱۳۴۵ - اهل هوا
ترجمه
· ۱۳۴۲ - شناخت خویش از آرتور جرسیلد، با محمد نقی براهنی
· ۱۳۴۲ - قلب، بیماریهای قلبی و فشار خون نوشته ه. بله کسلی، با محمد علی نقشینه
· ۱۳۴۳ - آمریکا آمریکا نوشته الیاکازان، با محمد نقی براهنی
نمایشنامههای اجرا شده
· ۱۳۴۲ - پانتومیم "فقیر" با بازی جعفر والی در تلویزیون
· ۱۳۴۴ - نمایش "چوب بدستهای ورزیل" به کارگردانی جعفر والی و نمایش "بهترین بابای دنیا" به کارگردانی انتظامی در تئاتر سنگلج
· ۱۳۴۵ - نمایش " بامها و زیر بامها " و "از پا نیفتاده ها" به کارگردانی جعفر والی در تلویزیون، "ننه انسی" به کارگردانی جعفر والی در تئاتر سنگلج، نمایش "گرگها" و "گاو" به کارگردانی جعفر والی در تلویزیون
· ۱۳۴۶ - نمایش "آی با کلاه، آی بی کلاه" به کارگردانی جعفر والی درتئاتر سنگلج، نمایشنامههای "خانه روشنی" به کارگردانی علی نصیریان و نمایشنامه "دعوت" به کارگردانی جعفر والی در تئاترسنگلج، نمایشنامه "دست بالای دست" به کارگردانی جعفر والی و "خوشا به حال بردباران" به کارگردانی داوود رشیدی در تلویزیون
· ۱۳۴۷ - نمایش " دیکته و زاویه" به کارگردانی داوود رشیدی درتئاتر سنگلج
· ۱۳۴۸ - نمایش "پروار بندان" به کارگردانی محمدعلی جعفری در تهران و شهرستانها
· ۱۳۴۹ - نمایش "وای بر مغلوب" به کارگردانی داوود رشیدی در تئاترسنگلج
· ۱۳۵۱ - نمایش "چشم در برابر چشم" به کارگردانی هرمز هدایت در سالن دانشجویی
· ۱۳۶۳ - نمایش "اتللو در سرزمین عجایب" به کارگردانی ناصر رحمانی نژاد در فرانسه و چند شهردیگر اروپا
یادبود
هر سال در روز درگذشت او، دوستداران و یارانش، به اتفاق همسرش، با گردهمایی در گورستان پرلاشز، یاد او را گرامی میدارند.
جایزه آذرتورک
بنیاد فرهنگی آذرتورک اولین جایزهٔ ادبی خود را در سال ۱۳۸۷ به دلیل هفتاد و پنجمین سال تولد غلامحسین ساعدی به نام او نامگذاری کرد.
منبع:ویکیپدیا