ای برتر از خیال محالی که داشتم

بالاتر از توهم بالی که داشتم

طوفان رسید و برگ و برم را به باد داد

پیش از رسیدن دل کالی که داشتم

این کوره رودهای گل آلود از کجاست؟

کو چشمه ی عمیق و زلالی که داشتم؟

حال غزال بود و مجال غزل مرا

آن حال کو؟ کجاست مجالی که دشتم؟

کی میشود به روی تو روشن چراغ چشم؟

روشن نشد جواب سوالی که داشت

باری مگر ز شرق نگاه تو بر دمد

آن آفتاب رو به زوالی که داشتم

 

" قیصر امین پور "